Zomertijd



منبع ویدئو: https://www.facebook.com/nos/videos/2144357952246418/

Kijk niet gek op als je maandag allemaal gapende mensen op het werk ziet.
تعجب نکن اگر دوشنبه سر کار کلی افراد را در حال خمیازه کشیدن دیدی.

Want het is weer zomertijd.
چون دوباره ساعت تابستانی شده است.

Elk jaar, in het laatste weekend van maart, gaat de klok een uurtje vooruit. 
هر سال، در آخرین آخر هفته ماه مارس، ساعت یک ساعت جلو کشیده می‌شود.

Hoe dat zo is gekomen? Daarvoor moeten we terug in de tijd, naar het Duitse keizerrijk.
این از کجا آمده است؟ برای [فهمیدن] آن باید در زمان به عقب برگردیم، به زمان امپراطوری آلمان. 

Daar werd ze zomertijd tijdens de Eerste Wereldoorlog als eerste ingevoerd, vooral om kolen te besparen. Ook Nederland ging toen een paar jaar over. 
برای اولین بار ساعت تابستانی در زمان جنگ جهانی اول در آنجا اعمال شد، مخصوصا برای صرفه جویی در زغال. هلند نیز در آن زمان چند سالی اعمال کرد.

Maar na de oorlog werd de zomertijd weer afgeschaft.  
اما بعد از جنگ دوباره ساعت تابستانی برداشته شد. 

Vanaf de jaren 70 verandert dat. Vanwege de oliecrisis en de behoefte om energie te besparen, gaat in 10 jaar tijd bijna heel Europa over op een winter- en zomertijd. 
در دهه ۷۰ این عوض شد. به دلیل بحران نفت و نیاز به صرفه جویی در انرژی، در طی حدود ۱۰ سال تقریبا تمام اروپا ساعت تابستانی و زمستانی را پذیرفت.

Waarom dan? Ten eerste dus energiebesparing. 
اما چرا؟ اول از همه پس صرفه جویی در [مصرف] انرژی.

Als het 's avonds langer licht is, hoeven de lampen minder lang aan. 
اگر عصرها مدت طولانی‌تری هوا روشن باشد، لامپها مدت کوتاهتری لازم است که روشن باشند. 

Toch is er wel twijfel. Zo zouden airco's meer energie verbruiken tijdens de zomertijd omdat het overdag dan langer warm is. 
در عین حال، شک و اختلاف وجود دارد. در این صورت کولرها انرژی بیشتری مصرف می‌کنند در ساعت تابستانی چون هوا در طول روز مدت طولانی‌تری گرمتر است.

Een ander voordeel is dat mensen langer wakker zijn terwijl het licht is. 
یک مزیت دیگر اینست که انسانها مدت بیشتری بیدار هستند در طول روشنی هوا. 

Daardoor krijgen ze meer vitamine D binnen en dat is goed voor je. 
به این ترتیب ویتامین د بیشتری جذب می‌کنند و این مفید است.

Toch raakt de biologische klok van 1 op de 5 Europeanen langdurig ontregeld, wat dan weer minder goed voor je is. 
در عین حال ساعت بیولوژیکی بدن برای ۱ نفر از بین هر ۵ اروپایی برای طولانی مدت به هم می‌ریزد که برعکس [برای سلامتی] مفید نیست. 

Een ander ding: de zomertijd zou leiden tot minder verkeersongelukken, omdat het in de avondspits langer licht is.
یک چیز دیگر: ساعت تابستانی باعث تعداد کمتر تصادفات رانندگی می‌شود، چون در ساعت شلوغی عصر هوا برای مدت بیشتر روشن است.

Toch is het gehannes met de klok ook slecht voor het slaapritme, wat de eerste weken na het verzetten van de klok juist weer leidt tot meer ongelukken.
در این حال، دردسر عوض کردن ساعت روی نظم خواب تاثیر بد می‌گذارد، که به نوبه خود در هفته‌های اول پس از تغییر ساعت برعکس باعث ازدیاد تصادفات می‌شود. 

Vanwege deze discussie zijn er een hoop landen, waar ze het niet gebruiken, zoals IJsland.
به خاطر همین بحثها کشورهای زیادی هستند که از آن استفاده نمی‌کنند، مانند ایسلند. 

Daar vinden ze die discussie over de zomertijd vooral gezeur, aangezien het er in de zomer bijna de hele dag licht is. 
از نظر آنها این بحثها سر ساعت تابستانی کلا نق زدن است، با توجه به اینکه هوا در تابستان تقریبا تمام طول روز روشن است. 

🔍 جمله kijk niet gek op را در نظر بگیرید. فعل جمله opkijken است و از نظر گرامری gek نقش قیدی دارد. فعل opkijken هم به معنای «بالا نگاه کردن» است و معادل look up در انگلیسی است (که به مفهوم احترام قائل شدن نیز هست). همچنین به معنی تعجب کردن است.

🔍 کلمه gek (که در جمله قبل نیز استفاده شده است) در اصل به معنی «دیوانه» است. اما به مفهوم «جالب» و «با حال» نیز استفاده می‌شود، مثلا te gek یعنی «خیلی با حال». یک کاربرد دیگر کلمه gek در مفهوم «عجیب و غریب» است و در جلمه بالا نیز به همین مفهوم است.

🔍 لغت vooruit و نقطه مقابل آن achteruit، به ترتیب یعنی «رو به جلو» و «رو به عقب». همچنین این دو کلمه به مفهوم پیشرفت و متقابلا پسرفت نیز هستند و به همراه فعل gaan استفاده می‌شوند، مثلا می‌گوییم hij is wel vooruit gegaan. بنابراین معادل کلمه «پیشرفت» در هلندی vooruitgang است.

🔍 واژه keizerrijk از ترکیب دو کلمه keizer به معنی امپراطور یا سزار و rijk به معنی «ملت» ساخته شده است. البته لغت rijk به معنی غنی و ثروتمند نیز هست (معادل rich در انگلیسی)، مثلا در روی بسته بندی آبمیوه‌ها نوشته می‌شود: rijk aan vitaminen یعنی «سرشار (غنی) از ویتامینها».

🔍 کلمه ingevoerd شکل سوم فعل invoeren است. این کلمه هم به معنی وارد کردن (در مقابل صادر کردن) است و هم به معنی اعمال کردن.

🔍 لغت eerste یعنی اولین و اصطلاح als eerste یعنی برای اولین بار.

🔍 لغت vanwege به معنی «به دلیلِ» است. کلمه wegens هم معنای آن است و با توجه به ظاهر مشابه آنها احتمالا ریشه لغوی یکسانی دارند. از نظر گرامری بعد از این دو یک «اسم» می‌آید و اگر بخواهیم یک جمله بگوییم باید از omdat یا want استفاده کنیم.

🔍 عبارت de jaren 70 به معنی «دهه هفتاد» است. نکته جالب توجه اینجاست که مثلا وقتی بخواهیم بگوییم «هفتاد سال» کلمه jaar جمع بسته نمی‌شود و می‌گوییم zeventig jaar. در واقع کاربرد شکل جمع این کلمه jaren یکی در همین عبارت است یعنی برای بیان «دهه» و دیگر اینکه بخواهیم بگوییم مثلا «سالهای زیاد»: jaren یا jarenlang.


🔍 جمله زیر را در نظر بگیرید: Toch raakt de biologische klok van 1 op de 5 Europeanen langdurig ontregeld
💡 شروع جمله با کلمه toch است که به طور کلی کاربردهای مختلفی دارد. در اینجا می‌توان این کلمه را ترجمه کرد به «با این وجود» یا «در عین حال».
💡 طبق قانون فعل در موقعیت دوم، پس از toch فعل جمله می‌آید: raakt. این فعل در اصل به معنای لمس کردن است اما یک کاربرد دیگر فعل به مفهوم «شدن» است. در این جمله منظور «ontregeld شدن» است که یعنی «نامنظم شدن» یا «به هم ریختن».
💡 سپس فاعل جمله بعد از فعل آمده است: de biologische klok. یا همان ساعت بیولوژیکی.
💡 عبارت v1 op de 5 یعنی «یکی از هر پنج تا». در این جمله یکی از هر پنج اروپایی.
💡 در نهایت langdurig قید جمله است به معنای «طولانی مدت». lang یعنی دراز و طولانی و duren به معنی طول کشیدن است.

🔍 ترکیب فعلی leiden tot به معنی «منجر شدن به» است. خود فعل leiden به تنهایی به معنی رهبری کردن نیز می‌باشد. البته با همین تلفظ فعل lijden هم وجود دارد به معنی «رنج کشیدن».

🔍 کلمه gehannes که هم معنای آن gedoe است به معنی دردسر است و یا کاری که با اکراه انجام شود و نتیجه خاصی ندارد.

🔍 کلمه hoop اگر در نقش فعلی باشد معادل hope در انگلیسی (و با همان تلفظ) است یعنی امیدوار بودن. اما همین کلمه در نقش اسم معادل heap در انگلیسی است و به معنی «زیاد» است. 

🔍 فعل verbruiken هم خانواده فعل gebruiken است. معنای دو فعل نزدیک به هم است اما با یک تفاوت جزئی. در فارسی این دو به ترتیب معادل «مصرف کردن» و «استفاده کردن» هستند. اگر دقت کنید وقتی چیزی را مصرف کنید این مفهوم ضمنی را دارد که آن چیز در نهایت تمام می‌شود اما وقتی از چیزی استفاده می‌کنیم از آن لزوما کم نمی‌شود. 


پست قبلی

Reacties